
همصدایی در باد/رقص ما در شب شاد
رنگهای خوشبو/بوی عطر لیمو؟/ ان شب مستانه /منو تو تا خانه
پا برهنه در آب/ در بغل رفته به خواب
وعده ی ما فردا در ته کوچه ی ما
از شاعرانه های
مهرداد صمدی عزیز
گمانم یلدا بودش نام...
که به رسم کودکی دیوارهای تنها را "تنها" نقش میزدم .
ویادم نیست باز شاید نقشها میزدند مرا!
هان... !
یادم آمد خودم را هم خوب رقم زدم بر تمام تابلوهای ایست بازرسی ۵آذر
پرسه را زیاد زدم تا که بفهمم چه می خواهم از جان این غزلهای نا بخرد
صد فغان ! که اشاعه نداد
هیچ رویایی مرا در خود