
مغشوش است و مشوش
آنقدر که حتی نوای فشردن مداد روی کاغذ
میگدازدش !
روان شدست چو قهوه ی تلخ ! !
به گاه هاونگ بازیهای کودکانه ات .
و. . . بدون مزایده !
خریدارند پاتوق عشق(؟) بازیهایت " نارسیس ها...روژان ها "
نجوا میکنم روانم را می گویم.!
پ ن:اگه میشد هر حرفیو گفت...
-بخشید سلام اینجا کجاست؟
: سلام اینجا...ضلع شمالی پل تو بمان من میروم به درک!
- مسده اوقات شریف گشتم شرمنده ...تا آسمان چه قدر مانده؟
:جالبه امروز همه راه آسمونو گم میکنن همینقدر که اومدی برو بالا!
اولین نردبون نه دومی نبش سهیل سوم وقت قبلی داری؟این روزا
ارباب رجوع زیاده...
راستی نوشیدنی سرد ..گرم ..جوشانده ی توفیق ..چای دربه دری
عصاره ی دلتنگی ...روزنامه هم دارم آقا با شمام میشنوید؟
ه...ه...ه بیچاره کاش میگفتم که گذشته چه قدر عجله داشت!
پ ن:مرسی!همین.؟
پ ن:حوصلت سر رفته؟!