
یه دیوار کاهگلی با یه در چوبی میون این
همه آسمون خراش .یه در که شاید تا به حال
به عشق دیدار صاحب خونه کوبیده نشده ...
مگه پسر کوچیک همسایه اونم به عشق توپش.
***
امروز تمام دیوارای کاهگلی سیاهن و پرن از پیام تسلیت و فوج فوج آدمایی که واسه رسیدن به این خونه
از هم سبقت میگیرن...!
نه...نمیتونم!خیلیها قابل بلع هم نیستن چه برسه به هضم!
یه نوشیدنی با آنزیم اضافه لطفا...
الف . ب . پ ... ... ...م . ن . و . ه . ی.
فاصله بین منو تو فقط یه نونه!