
دستانم ملتهبند
کمی باران میشوی برایم؟
یا به یمن سرمستیت گدازه شدنم را
به سخره میگیری هنوز؟
پ ن: جایش اینجا نیست قصور از من است...بپذیر بهانه نیست حال که کلمات نیازم بودند ترکم کردند.
پ ن:شاید اینجاست ...و شاید هزار جای دیگر جانا.
پ ن:بر آنیم دستانمان را بر باد دهیم به کارمان نمی آید ما که لب بر لب پیمانه نگذاردیم این بوی مستی از کجاست نهان می کند!

هر آنچه سرما نامش نهی
گویمت:
سرمای سکوت نا به هنگامش مهیب تر است.
۸:۳۰ ۱۳/۸/۸۴