
ز تو دورتر حتی یک وجب هیچ جای دنیا نیست
که به پای هر پله ی ملاقاتت به خون گریه میکنم
شکوه نیست ...ملال نیست به بالانشینی ات قسم.
گر به گوشه ی چشمی بر ما نظر کنی!!!
پ ن:با یک دنیا سپاس از مخابرات برای فیلترینگ به جا و بلاگفا برای سرویس دهی عالی
پ ن جدید:۵رجب لیله الرغائب "امشب"شب ارزوها

آنسوتر از آینه برکه ایست
کسی مرا با اشکهایش مدام غسل تعمید میدهد.
بیچاره!
گرچه اینجا جز سخن از کالبدی بی جان نیست اما این از همان گاههایی است که آرزو میکنی
بی گاه میشدی و لال می مردی.
جزین نبود که خفته آرزویی را بر ورطه ی حقیقت و حیات کشاندم!
گاه دلم میخواهد خاک عالم بر سرم کنم که این هر چه میکشم زیر سر عطوفت بی حد و فصل
این دل (...)است که هر چه دشنام بارش کنم انگار خالی نمی شوم...
می خواهم بدانید شعر نیست.نثر نیست.افترای کاغذ پر کن نیست:
توبره نیست این صبر دان ما کاسه است.هر چه میریزید خرد نمیرود پس نمیرود آبش کشیده نمیشود
لامذهب کاسه ی سالمی هم هست بی ترک!
اصلن اساس زیست ما این است از دماغمان دراید همه چیز حتی یک خوشی ساده!
خدایا بیا و یکبار از آن خفتگی های سر بر ندارت نصیب ما کن.
یک قول: دیگر در هیچ برگه ی سپیدی بی خط کشی از هیچ کجا رو نویسی نخواهم کرد!