
آنجا...
همان ماهور همان چشمانت
آیینه بود سراسر نورانور
و عاشق
-هله
-های
-هوی
میشوم.
و دوزاریم
رازٍ ته چشمان تو را
افسوس دیر می افتد!
و دل دروغگو که شیره برای سرش می خواهد
که ماهور که چشم که آیینه که !!!

پ ن۱ : رویای صادقانه یک حقیقت معجزه وار بود!
پ ن۲:میشود تو بدرخشی و ماه مجلسم شوی من بی انیس بمانم؟
آب پاش که دستت میگیری
از ترس روییدن دوباره ات در قلبم
خشک میشوم.
پ ن:و... ترجیحا" فقط و فقط برای رفع سوء تفاهم حذف!