
از صورتم این قیافه را بردارید این تومور اضافه را بردارید
با عشق هنوز زنده هستم لطفن از صورتم این ملافه را بردارید
-------------------------------
بدون اینکه عجله ای برای نشستن داشته باشم قدم زنان به داخل مترو میرم، روی آخرین صندلی کنار دیوار شیشه ای که هنوز خالیه میشینم. پوشه A3صورتیم رو چنان محکم توی بغلم گرفتم که اگه خیلیا فکر کنن تمام خواستنی ها و دوست داشتنی های زندگیم خلاصه شده بین برگه ها و عکس ها و نقشه های داخلش، حق دارن! اما مهم نیست من کجام و دیگران به چی فکر میکنن... من مشغولم و انگار که مجبور به فکر! حرکت مداوم پاها خودم را هم عصبی کرده از بحث اراده درین زمینه باید گذشت. سرمو گاهی به شیشه پشتم و گاهی به کنارصندلی تکیه میدم روزی رو یادم میاد که تو راه برگشت از ترمینال بغض گلومو فشار می داد وقتی مامورای زره پوش رو می دیدم که با افتخار و غرور سپر جلوی سینه گرفته بودن و چهارچشمی اطراف رو نظاره می کردن...منتظر چی بودن؟چرا اتفاقات اخیر اینقدر جلوه شهر رو عوض کرده بود؟چرا غم و غبار از چهره شهر می بارید؟چه اتفاقی قرار بود بیفته؟این همه گارد واسه مبارزه با کی آماده بودن؟ راننده راه رو گم میکنه یا راه همیشگی بستست نمیفهمم دوباره دور میدون آزادی می چرخیم...
ایستگاه بعد...پنج شنبه ای که لیله ارغائبه و من دعا نمی کنم انگار که لبام رو دوختن،به آسمون هم نگاه نمی کنم...انگار همه چیز دارم و جمعه ای که باید ...باید حذفش کرد و اینجا هم نگفت که چی گذشت! با صدای بلند و پر انرژی یه خانم به خودم میام میبینمش که با سه تا پلاستیک سیاه بزرگ از این سمت به اون سمت واگن میره و مرتب کلمات تزئین شده متفاوتی رو تکرار میکنه اما یه لبخند گوشه لبشه از اخمام که تا لحظات پیش سرمایه ای می دونستمشون خجالت میکشم به صورتش خیره میشم و لبخند میزنم نگاه می کنه و میگه:شما نمیخوای جز اون آدمایی باشی که الگوی مصرف رو خوب بلدن؟ اول با خودم و بعد بلند و قاطع میگم "نه"!الگوهای زیاد معقولتری برای رعایت دارم...!نگاهش و لبخند فریز شده رو لبش دنیای حرفای ناگفته بود اما ترجیحن به کیسه های سیاهش ختم شد. پوشه صورتی که حالا از فشار دستام خم شده روی پاهام میذارم، دیگه لرزش ندارن... باز فکر میکنم به کابوسواره که باید فکری برای گرد روی آخرین پستش کرد...میبینی روزی اومده که پر کردن صفحات مجازی هم شده دغدغه...لااقل برای فرار از سوال های متداول.
پ ن:شعر بالا نوشته من نیست ،کاش بود.